for you

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه تو رو دارم
 

[ جمعه 09 اسفند 1392 ] [ 20:39 ] [ em ]

[ ارسال نظر(3) ]

تقديم به تو

اي كه بي تو خودمو بي كَسُ تنها مي‌بينم، سلام

نمي‌دونم گرماي سلاممُ حس مي‌كني يا نه!

نمي‌دونم از كجا شروع كنم كه بهت بگم دوسِت دارم ،

 نمي‌دونم اگه ساده بهت بگم، نمي‌خوام از دستِت بدم، دركم مي‌كني ؟

فكر نمي‌كردم اينقدر بهت وابسته بشم ... !

باور مي‌‌كني اگه بهت بگم، شبا به خاطرت چقدر گريه مي‌كنم !؟!

باور مي‌كني كه دارم ديوونت مي‌شم؟ باور مي‌كني كه هر لحظه در فكر و ذهن و وجودمي !

كاش مي‌تونستم هر وقت كه مي‌بينمت راحت بهت بگم كه چقدر برام عزيزي !

 بهت بگم كه با هر بار ديدنت عاشقتر مي‌شم!

عمرِ من، فكرِ اينكه شايد يه روزي كنارم نباشي عذابم مي‌ده!

فدات بشم، دل هواي با تو بودن كرده ... !

چقدر دلم واسه‌ي اون با ناز نگاه كَردَنِت تنگ شده ... !

 براي دوباره ديدنت ثانيه‌شماري مي‌كنم، عشقِ من بمون، من به تو محتاجم بدون تو ميميرم... !

 

[ پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 ] [ 19:12 ] [ em ]

[ ارسال نظر(1) ]

تقديم به تو

نمي دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون صدات براي دل آدمي آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتي لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم’ بزارم’ حرفهاي دلم’ بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشماي پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من’ به زندگي بيشتر وابسته مي كنه. هر موقع صداي قشنگت’ مي شنوم دلــــم مي لرزه يه جوري اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم’ به تو ميسپارم اگه تو دلم باشي باور نميكني ميگي اين دل هموني كه فكر ميكنم دوستم نداره ولي كاش از چشام بخوني كه حتي بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دوني ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ي سفيدش هستي و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود مي رسه و بزرگتر مي شه و زندگي يه رنگ ديگه با تو مي گيره هيچ كس تو رو از من نمي تونه بگيره حتي خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمي زارم پاك شه عشقت بـــــرام مثل گلهاي بهاري هر روز تازه تر مي شه به جاي اينكه تكراري شه هر روز بوي قشنگتري به خودش مي گيره عشقت برام خيلي تازه و تازه تر هست مثل بوي بارون مثل بوي ياسمن انقدر از ته دل نفس مي كشم تا بيشتر به بودنت و عشقت معتاد بشم.

[ پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 ] [ 18:35 ] [ em ]

[ ارسال نظر(1) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

کد حرکت متن دنبال موس

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

.

کد